الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

116

منطق مقارن (فارسى)

الف - ضرورت - و آن عبارت است از وجوب محمول نسبت به موضوع و اين خود بر هفت قسم است . 1 - ضرورت در وقت معين - مانند هر كسى بالضروره در روز قيامت مطابق اعمالش جزا خواهد يافت . اين قضيه را در اصطلاح " وقتيه مطلقه " نامند . 2 - ضرورت در وقت غير معين - مانند هر كسى بالضروره در وقتى از اوقات طعم مرگ را خواهد چشيد . اين قضيه را " منتشره مطلقه " نامند . 3 - ضرورت برحسب و در زمان وصف عنوانى موضوع - مانند " هر حكيمى بالضروره جهانى است ذهنى ، بگونه جهان عينى مادامى كه حكيم است " « 1 » در اين ميان حكمت وصفى است كه بگونه آينه‌اى افراد خود را نشان مىدهد و " وصف عنوانى " ناميده مىشود . اين قضيه را از آنجهت كه مشروط به وصف است " مشروطه عامه " نامند . « 2 » 4 - ضرورت برحسب شرطى غير از وصف عنوانى - مانند نماز بالضروره مقام مومن را بالا مىبرد . اگر در نمازش حضور قلب داشته باشد اين قضيه را مىتوان " ضروريه شرطيه " ناميد و قطب در " دره التاج " آن را ، " مشروطه " ناميد . لكن حق آن است كه قضيه فوق شرطيه منحرفه است و از همين جهت

--> ( 1 ) - هر آنكس ز دانش برد توشه‌اى * جهانى است بنشسته در گوشه‌اى . ( 2 ) - براى مشروطه عامه معنى ديگرى نيز ذكر شده است و آن عبارت است از - ضرورت در وقت وصف عنوانى بدون اينكه وصف مزبور در حكم به ضرورت ، دخالتى داشته باشد - مانند هر نويسنده‌اى بالضروره حيوان است مادامى كه نويسنده است ولى حق اين است كه اين معنى اعتبارى ندارد .